X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 2 آبان 1390 در ساعت 21:22 ~ چاپ مطلب
نویسنده : سعید

عنوان : سال دیگه اینموقع


از گوشه صفحه مانیتور هی این پیغام میاد 13 روزدیگه مونده تا آنتی ویروس kaspersky اعتبارش منقضی بشه .یاد پارسال افتادم که اینرو از پایتخت خریدم . یعنی به این زودی 1 سال گذشت چی کار کردم برای خودم توی این یکسال (خداییش هیچی -5 نمره به خودم).خوب دوهفته دیگه باید برم یه نوعش را بخرم تا یکسال دیگه برام کار کنه .یعنی سال دیگه که این پیغام میاد من کجا هستم .چی کاره هستم آیا من باز هم حسابداری میکنم  آیا خوشحالم آیا موفقم  یا افسرده و دپرس و سرگرم دست و پنجه با غم غربت .چه چیزایی یاد گرفتم کی ها رو جا گذاشتم .چند تا آدم جدید می بینم .تو چه جا هایی کار میکنم .خونه ام کجاست همسایه هام کی ها  هستند .چند تا دوست جدید خواهم داشت  از چند نفر جدید بدم میاد.چقدر پول در میارم .چه غذا های جدیدی را تست میکنم .آیا چاق تر میشم یا لاغر تر؟

آیا توی جامعه جدید محترم خواهم بود .آیا آدم تر میشم یا حیوون تر .آیا لحظه ها برام طلایی تر میشند یا بی ارزش تر .آیا زمان زودتر میگذره یا دیرتر .آیا خبرهای خوش می شنوم یا خبرهای تلخ 

آیا لحظه هاب ناب میسازم مثل سال 77مثل سال80 و 84 دوباره از نو و از داخل خودم را از هیچ سختگیرانه می سازم و متواضعانه میگم چیزی نیست خیلی کار داره .یا باز خودم را تکرار میکنم  و میخواهم تجربه های قبلی را یه جورایی شبیه سازی کنم .


هر چی هست تو دلم هیچی نیست .خالی از درد و کینه خالی از ترس و ایضا شجاعت انگار این راه را قبلا هم رفتم و چیز خاصی نیست ( در صورتیکه باید باشه) دلم میخواهد سال دیگه هر اتفاقی بیافته من تو خودم شادباشم  و از خودم بدم نیاد با خودم صادق باشم و به خودم دروغ نگم .فعلا دلم میخواهد یه خورده زبان یاد بگیرم یه خورده چیزهای تخصصی .اگه کمکی از دستم بر می یاد برای خانواده انجام بدم .خونه و غذای خونه را از ته دل بو بکشم .سر به سر همکارهای خانمم بزارم و سعی کنم هر چه راحت تر تا دینار اخر تسویه ام را بی درد سر بگیرم و اگر تنبلی نکنم هر پنجشنبه بعد از ظهر برم در بند  یا کلک چال تا از طبیعت انرژی بگیرم .

دیگه هیچی برام آزار دهنده نیست چون همشون گذرا هستند .دوست دارم لحظه حال را بو بکشم لذت سپردن کارها به همکارها به صورت بی سر و صدا لذت کندن و رفتن .