X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : 30 فروردین 1391 در ساعت 04:56 ~ چاپ مطلب
نویسنده : سعید

عنوان : هر نفسی که فرو میرود


هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات 


این جملات شیخ شیرین سخن سعدی علیه الرحمه مثل یک فرش زیبای ایرانی تمام تار و پودش با نظم خاصی در هم تنیده شده و توی این 4 هفته اخیر دائماتوی گوش میپیچیه .  

حدود دو روز قبل از تحویل سال یک گلو درد ساده داشتم و یک مریضی ساده ولی روز تحویل سال عملا تب داشتم و زمان ومکان را تشخیص نمیدادم و دائما هذیون میگفتم استخوانها درد میکرد .بدترین قسمت این بود که اصلا تنگی نفس و سرفه اجازه میداد بخوابم و نه می تونستم غذا بخورم یکی از خصوصیات این جامعه اینه که کسی اینجا کاری به کسی نداره یعنی این هم خونه ای من یکبار نگفت زنده ای مرده ای البته این خصوصیت میتونه در اکثر موارد خوب باشه .بعد از چند کیلو وزن کم کردن یکروز رفتم فروشگاه روبرو و ودوا و مواد غذایی خریدم تا جون بگیرم و با کمک دوستم رفتم دکتر. دکتر اولش فکر میکرد من مصری هستم یک انتی بیوتیک داد و شربت سرفه گفت خوب نشدی برگرد .اوضاع خوب نبود و من اصلا شبها حداکثر دوساعت به صورت نشسته میخوابیدم و قفسه سینه ام درد میکرد و میکنه دکتر دومی هندی بود بعد از دیدن عکس رادیولوژیگفت احیانا تو سل نداشتی گفتم بابا سل چیه ما کلی مدیکال دادیم .خلاصه گفت برو سیتی اسکن جواب سیتی اسکن اتوماتیک برای دکتر ارسال میشه یکروز زنگ زدند که بدو بیا مورد تو باید به یک دکتر متخصص به مشورت گذاشته بشه .توی نظر دکتر سیتی اسکن نوشته بود مشکوک به سل .دکتر متخصص گفت از کجا بیمار اومده وگفت سل بعیده چون عفونت پایینه شش هاست ودر بیماری سل عفونت بالای شش هاست .خلاصه دکتر آدرس چند تا بیمارستان نزدیک خونه راداد که اگر حالم بد شد برم اونجا یه سابقه ای از تمام مکاتبات مربوط به بیماری هم داد تا در مراجعه به بیمارستان همراهم باشه و همچنین یه تست سه مرحله ای  از عفونت نوشت .ولی حالم از اونروز بهتر شد دفعه بعد باز یک عکس رادیولوژی جدید گرفت و گفت بهتر شدی و تو سل نداری گفتم خسته نباشی گفت این انتی بیوتیک ها رو بخور بهتر شدی دیگه نیا .

شاید آب و هوای شرجی و شرایط جغرافیایی اینجا و نزدیکی به اقیانوس در مقایسه با هوای خشک و اقلیم کوهستانی ایران باعث مشکلات تنفسی وحساسیتهایی از این نوع برای درصد کوچکی از هموطنان مهاجر بشه ولی نمیشه  حکم کلی داد و خاطرتان اسوده باشه احیانا اگر مشکلی مثل ناراحتیهای تنفسی دارید و سرفه های مزمن میکنید بهتر قبل از امدن با یک پزشک متخصص صحبت کنید تا به امید خدا اینجا مشکلی نداشته باشید  . 

نکاتی که من دیدم دکترها اینجا دوا کم میدند اینها متوجه نیستند ما توی تموم زندگیمون آنتی بیوتیک را در حد آبنبات استفاده کردیم وبه سادگی داروهای انتی بیوتیک تزریقی  تجویز نمیکنند .

مراکز درمانی به صورتBulk Billingهستند که با کارت مدیکرشما به صورت رایگان از حق ویزیت پزشک استفاده میکنید.

مرکز درمانی که من رفتم برای بار اول پولی از من نگرفت برای بارهای بعدی 69 دلار برای ویزیت دکتر از من گرفت البته این هزینه ها فقط در مواردی که نسخه ای ازطرف پزشک صادر میشد از من اخذ میشد نه برای مشاوره و نشان دادن آزمایشات .

تمامی آزمایشات و عکس رادیولوژی و سیتی اسکن با ارائه کارت مدیکر رایگان بود .

بعضی از داروها با توجه به کارت مدیکر رایگان بود ولی آنتی بیوتیکها مشمول این تخفیف نبود .

من جمعا دوبار 69 دلار (138دلار) پرداخت کردم که حدود 71 دلار آن با ارائه صورتحساب به مرکز مدیکر به حساب من عودت شد .

4 هفته مریضی شدیدی گرفتم یک مورد کاری خیلی خوب را در حالت هذیان گویی پشت تلفن از دست دادم ولی امیدم را از دست ندادم و خیلی مثبت فکر میکنم  توی چند روزی که بهتر شدم یکی دوتا  مصاحبه رفتم و امیدوارم کارها راست و ریست بشه 

-----------

 یک چیز را همینجا باید بگم : یکروز توی کتابخونه یک  هموطن ایرانی دیدم که از طریق دوستم از  بیماری من مطلع شده بود  در دومین ملاقات ظرفی حاوی حلیم برای من آورد تا منکه حوصله آشپزی ندارم و به شدت مریضم و ضعیف با خوردنش انرژی بگیرم .اینرو نوشتم چون اینجا اونجا خیلی میبینم نوشته میشه ایرانی دیدید تو خارج  فرار کنید به نظر من این تبلیغات چرندی هست که اینجا اونجا خصوصا توی 2-3 سال گذشته زیادروش مانور شده ممکنه به خیلی بر بخوره ولی مهم نیست الکی این بیماری ایرای گریزی را همه گیر نکنید من بچه های ماه ایرانی دیدم که در حد توان به همدیگر کمک و اطلاع رسانی میکنند حتی برای همدیگر کار پیدا میکنند پس خودتان را از مصاحبت با هموطنانتان محروم نکنید توی یک کلاس کاریابی چند روزه که رفته بودم معلم کلاس یه دختر کره ای بود نمیدونی چطوری سعی میکرد به هموطنش کمک کنه  پس خوبه ما هم  همدل باشیم .



این عکس را  از یکی از به اصلاح ارتفاعات بریزبن گرفتم اون رود سمت راست روز بریزبن هست و اون برجها مرکز شهر یا به اصطلاح سیتی اون خونه های کوچیک کوچیک هم محلات بریزبن را تشکیل میدهند میبینید که سیتی بخشی بسیار کوچک را شامل میشه .

موضوع دیگر اینها مردمی پر حوصله هستند و گاهی شده یک اتوبوس چند  دقیقه برای راهنمایی کردن مسافری یا دادن بقیه پول توی ایستگاه وایسته و مسافرها حتی از خودشون هیچ بی قراری هم نشون ندند .اینجا هم گاه گداری راننده ها با صدای بوق ممتد اعتراض خودشون را به راننده های دیگه نشون میدند ولی تعدادش خیلی کمتر از تهران هست شاید 1/10 تهران . اینجا هم خبرهای سرقت مسلحانه از فروشگاه ها( نه بانکها)هست .گاهی کوسه ای کسی را در نقطه ای دور افتاده شکار میکنه و موضوع شبکه های خبری میشه . شبکه های تلویزیونی عموما ملال آور هستند و خبرهای روزمره پخش میکنند و گاه گداری خبرهای بین المللی سریالها عموما سریالهای عهد بوق یا بوغ دهه 60-70-80میلادی هستند و تک توک سریالهای دست چندم  روز هم پخش میشه موزیک ویدئو هم روزهای شنبه صبح اونهم باب میل قشر تین ایجر .برنامه ها بیشتر شامل مسابقه هست که خیلی ملال اور هست و بیشتر تقلیدی بعضی وقتها الحق برنامه های مستند خوبی پخش میشه که ارزش وقت گذاشتن را داره .اونروز به همراه هم خونه ای ام نشستیم فوتبالاینا را دیدیم  قوانین مسابقه را به من یاد داد خیلی خرکی و بدور از تکنیک و زیبایی بود من نمیدونم این جماعت که انقدر به safetyو امنیت جانی و بدنی اهمیت میدند چرا انقدر به این فوتبالشون علاقه مندند 


این عکس آخر فکر کنم آخرین چراغ راهنمایی دنیا باشه چون اونورش دیگه اقیانوسه از شهر گلد کوست به نظرم برخلاف شهر بریزبن پویا تر و سرزنده تر بود چون توریستها به اینجا میاند و شبها سرزنده تر تر هست البته ما روز تعطیل رفتیم اونجا دوستی که اونجا ساکن بود گفت اینجا روز عادی فقط پیرزن پیرمرد میبینی که باز نشست شدند و برای آرامش از ایالتهای استرالیا به اینجا نقل مکان میکنندششمین شهر استرالیاست و پیش بینی میشه در سالهای آینده رشد زیادی داشته باشه ساختمانهای مرتفع اش زیاد هستند .صنعت و شغل کمتر تولید میشه پس جایی که شغل نباشه زمینه دزدی زیادتره و از این لحاظ نا امن تر از بریزبن هست .

خیلی حرف زدم ببخشید